واي خدا اين امتحان چي بود كه من دادم در طول زندگاني دنيا و اخرتم انقدر براي يه امتحان اذيت نشده بودم ! والا پيشوني ما رو كه با امتحان و درس و كتاب نوشتن از وقتي يادم مياد دارم درس مي خونم امتحان مي دم ( اون روز همسايمون كه هنگ كنگيه منو ديده مي گه ولي فكر كنم خودت هم درس خوندنو دوست داري 😖😖🙄🙄 ) حالا اين امتحان بعد يه عمري از درسهاي جنرال رشته پز شكي بود كه همه رو بادم رفته بود و اينجا هم مباحث مهمشون اخلاق پز شكي و آمار و اپيدميو و مباحث پيشگيري بيماريها و روان پز شكي و پيري و اين جور چيزا بود يعني بگي تو امتحانش هم ازون لوس بازي هاي امتحان رزي دنتي خودمون مثل سديم و پتاسيم و چمدونم سندروم فلان و درمان استيج چهار فلان بيماري نادر و بهمان سندرم و اينكه تو لام پاتو لوژي چي مي بيني خبري نبود عوضش تا دلتون خواست سوال در مورد روش برخورد با بيماري هاي دوران پيري و بيماران روان و نوجوان ها و بچه ها و زنان و بارداري و بهداشت عمومي و سيستم بهداشت كشور و ازين حرفا بود كه خيلي هاش براي من جديد بود و كلا اولين امتحان تخصصي رشته ام بود كه كاملا به زبان انگليسي مي دادم و مي ترسيدم وقت كم بيارم كه خب نياوردم ولي به اين قيمت كه سي چهل سوال اخر رو مثل فرفره خوندم و نفهميدم چي خوندم و چي جواب دادم و چيزي كه خيلي بيشتر برام سخت بود تايم امتحان بود از ٩ صبح تا ٦ عصر با يك بريك ٤٥ دقيقه اي طول كشيد خيلي خسته شدم و واقعا مغزم نمي كشيد ديگه ولي تموم شد ، كلا زندگي دوشواري زياد داره