مي دونين نشخوار ذهني جديدم چيه ؟ اينه كه مامانم وقتي به سن من بود يه زندگي استيبل داشت ، بچه هاشو داشت ، كارشو داشت ، شبا كتاب دلخواهشو مي خوند ، هيچ دغدغه آينده رو نداشت ( البته مامان من هم آدم بي خيالي نبود اونم استرسي بود ) ولي غصه اينو نمي خورد كه واي فردا چي ميشه ! ولي ازين طرف من ! كارمو كه توش استيبل شده بودم ول كردم و اومدم يه كشور جديد تازه دارم از صفر شروع مي كنم همون درسايي كه ١٢ سال پيش براي رزيدنتي خونده بودمو الان دوباره به يه زبان و يه فرمت ديگه دارم مي خونم ! زبانم اونقدر پرفكت نيست و اعتماد به نفس كافي ندارم استرس امتحانا رو دارم و هزار تا چيز ديگه

از اون طرف هم مي دونم آدمي نبودم كه اونجا دووم بيارم كلا چالش دوست دارم ولي به چه قيمتي ؟ اين نشخوارهاي ذهني خيلي اذيتم مي كنه و نمي ذاره از زندگيم لذت ببرم و نمي ذاره عملكرد درستي هم داشته باشم ، ولي خب زندگي همينه و مي گذره خوب يا بد درست با غلط و سريع هم مي گذره

شما هم مثل من براي همه چي وقت كم ميارين يا فقط من اينجوريم ؟ تقريبا شصت درصد كارهام به تاخير ميفته چون وقت نمي كنم حالا از بيرون ببيني كار خاصي هم نمي كنم كه دچار كمبود وقت بشم ولي هميشه وقت كم ميارم بعضي وقتا دوست دارم گوشيمو بندازم يه گوشه اي و سراغش نرم ولي نصف همون كارها هم با گوشي انجام ميشه بهتر اينه مه بعضي اپليكيشن ها رو محدود كنم يا غيرفعالشون كنم چون جديدا يه عادت بدي كه پيدا كردم اينه كه ميشينم به اينستا و توييتر گردي و بعد هم خوندن كامنتا يهو به خودم ميام مي بينم چند وقت گذشته ، به جز اين ها يه موردي هم كه اذيتم مي كنه اينه كه كتاب خوندنم كمتر از قبل شده ،اينم به خاطر همون وقت تلف كردن تو سوشال مدياست ولي بعضي وقتا هم به خودم مي گم ديگه اين كار رو هم نكنم چكار كنم ؟ آدميزاد بعضي وقتا به چيزاي فان و مسخره هم نياز داره ديگه !!! و اينجوري خودمو دلداري مي دم 😃

من به دختر :

زىد باش برو حموم وگرنه تا آخرسال كثيف مي موني 😁

يعني تا آخر خرافات و عقايد خودمونو تو مغزش فرو نكنم دست بر نمي دارم و به مبارزه ادامه مي دم 😅