به و به و به
** يادتونه يه مريضايي داشتم كوچول موچولو ؟ وقتي پزشك خانواده بودم ؟ داشتم فكر مي كردم چقدر بزرگ شده باشن الان حتما يا دانشجو هستن يا دبيرستاني
*** راستش الكي به هواي غوره مي رم مغازه هاي اسباب بازي فروشي و اينجور جاها بعد به اسم غوره كلي چرت و پرت مي خرم ولي در اصل خودم دوس دارم
**** وقتايي كه كشيك ايسيو مي دم خيلي دلم مي گيره ، احساس مي كنم هيچ كس دلش واسه مريضا نمي سوزه حتي خود من ، اون روز مي خواستن مريضو جابجا كنن ، احساس كردم از اين تخت پرتش كردن به اون تخت خيلي ناراحت شدم تشك تخت هم مواج بود و مريض چند سانت بالا پريد ، خيلي ناراخت شدم گفتم اين چه وضع جابجا كردنه ؟ مي گن اين تشكا نرمن مريض هيچيش نميشه ، مي گم خب درسته كه نرمن ولي بي انصاف مريضو چرا پرت مي كني ؟ تيكه گوشت يا خمير يا دور از جون حيوون كه نيست ، خيلياشون ارتباط نمي تونن برقرار كنن ولي تقريبا هوشيارن ، ادم خودشو جاي مريض و خونوادش هم بذاره بد نيست ، واسه همين همش به من مي گن شما چرا همش تو بخشين ؟ مقيم هاي ديگه ميان ويزيت مي كنن و اگر كاري بود ما بهشون اطلاع مي ديم ميان
اون روز اون پسره نرس ايسيو به من مي گه شما مريضا و پروندشونو شخم مي زنين ! خب بچه نيومدم بخورم و بخوابم كه ، اومدم كشيك ، پولي كه مي گيرم نبايد حلالم باشه اخه ؟
راستش اومدم يه گزارش كار بدم و برم
من هستم و هنوز همون ادم قديميم با همون استرس ها و ترس ها و وحشتهاي هميشگي و هنوز هي حوصله
كاري رو نداشته باشم پشت گوش مي ندازم و هنوز الكي خيابون انقلاب رفتنو دوس دارم و هنوز كتاب خريدنو دوست دارم
و كتابفروشي و لوازم تخريرياي دنيا عشقاي منن
طرح ضريب كا هم تمووووووم ( به قول غوره ) و اومدم تهران و سر كارمي رم هرچند كه پره ويليجم و يه قرارداد درست درمون باهامون نمي بندن ولي خب همينم خوبه ديگه هي نمي رم تو جاده ها با بچه كوچيك با ماشو به همراه
بله ، !!! اينگونه بود كه ما
به قول معروف خل نشديم خيليه
مطمئنم که خيلی احساس خوبی داره اون انگشت شسته که از سوراخ يه جوراب پاره زده بيرون.......خيلی....هرچند که بقيه يه جوری نگاش کنن......هر چند که بهش بخندن.....مهم اينه که خودش احساس خوبی داره....احساس آزادی....رهايی.....حالا هر چقدر که دلشون بخواد بکشنش تو....قايمش کنن.....بازم مياد بيرون.....