من ادم تعاملات اجتماعي نيستم من يك ادم قديمي با افكار منحصر به فرد خودمم دوست ندارم زياد حرف بزنم و بلد هم نيستم خوب حرف بزنم شايد از كودكي برايم به جا مانده اين خصلت
من ادم نشان دادن احساسات دروني ام ، نه مثل دوست داشتن ، كه آن را دير نشان مي دهم ، احساسات دروني ضعف بار مثل ناراحتي و خشم را نمي توانم پنهان كنم ، نمي توانم بخندم و در عين حال كار خودم را بكنم اين است كه حرص مي خورم و حرص مي خورم و حرص و سردرد و سردرد و سردرد و ديگران از دستم ناراحت مي شوند و آتو مي گيرند و زندگي تلخ مي شود
چهل ساله دارم مي شوم اما هنوز .......
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۸ ساعت 22:21 توسط جوراب
|
مطمئنم که خيلی احساس خوبی داره اون انگشت شسته که از سوراخ يه جوراب پاره زده بيرون.......خيلی....هرچند که بقيه يه جوری نگاش کنن......هر چند که بهش بخندن.....مهم اينه که خودش احساس خوبی داره....احساس آزادی....رهايی.....حالا هر چقدر که دلشون بخواد بکشنش تو....قايمش کنن.....بازم مياد بيرون.....