١٤ ساعت تا اتمام اخرين كشيك نوروزي باقي مانده ، من از ٢٥ اسفند همچون اسب در بيمارستان ها به سر مي برم و يورتمه زنان از اين بيمارستان به آن بيمارستان مي روم تنها دوروز آف بودم و گويا طبق روال ، در روزهاي آف ساعتها و دقايق با هم سر مسابقه دارند .سرم را كه چرخاندم ديدم دوباره بايد بروم بيمارستان .در هرحال گذشت و اين عمر ماست كه توي اتاق هاي سرد بيمارستان مي گذرد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۸ ساعت 18:4 توسط جوراب
|
مطمئنم که خيلی احساس خوبی داره اون انگشت شسته که از سوراخ يه جوراب پاره زده بيرون.......خيلی....هرچند که بقيه يه جوری نگاش کنن......هر چند که بهش بخندن.....مهم اينه که خودش احساس خوبی داره....احساس آزادی....رهايی.....حالا هر چقدر که دلشون بخواد بکشنش تو....قايمش کنن.....بازم مياد بيرون.....