ده بيست ديقه اول فيلم ملبورن رو ديدم ، رسيد به جاي حساسش اعصابم ريخت به هم ، استرس گرفتم ، غوره تق تق كوبيد به در ، خاموش كردم تي وي رو ، گفتم بقيشو شب با ميم مي بينم !
اه
نكبت به اورژانس چرا گفتي بره ؟
اه
نكبت به اورژانس چرا گفتي بره ؟
ياد تمام كد هاي cpr اي افتادم كه تو بيمارستان مي زدن مال اطفال ٣٣ بود عين چي مي دوييديم تا برسيم اورژانس و بخش و picu
اخخخخخخخخ
اعصابم خورد شد
حالا جالبه تو فيلم بچه سياه و كبود نبود
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر ۱۳۹۵ ساعت 9:26 توسط جوراب
|
مطمئنم که خيلی احساس خوبی داره اون انگشت شسته که از سوراخ يه جوراب پاره زده بيرون.......خيلی....هرچند که بقيه يه جوری نگاش کنن......هر چند که بهش بخندن.....مهم اينه که خودش احساس خوبی داره....احساس آزادی....رهايی.....حالا هر چقدر که دلشون بخواد بکشنش تو....قايمش کنن.....بازم مياد بيرون.....